تبليغاتX
فرحزاد

فرحزاد

گروه رسیدگی منطقه فرحزاد جمعیت امام علی (ع)

گزارش عملکرد آذر ماه

 

۸۷/۹/۸

هشتمین جلسه گروه درمانی دختران نوجوان فرحزاد با حضور سمیه و پروین عظیمی، فاطمه و سمیه پیرانی، هما کاظمی، ویدا صالحی و دختران نوجوان نظرآباد با حضور زهرا و مریم و معصومه صحت، معصومه آقایی ،معصومه غلام اوغلی،مریم نظری،خدیجه فرد،خدیجه آقایی برگزار شد.

در این جلسه از سری بحث های HEAL با در نظر گرفتن تجربیات اعضای گروه در ملاقات با معلولین و سالمندان کهریزک که گزارش آن در ذیل آمده است، مورد بحث قرار گرفت. همچنین در این جلسه اعضا به ارائه نظراتشان در مورد نحوه و نوع کمک هایی که می توانند در دیدار بعدی به این افراد ارائه دهند بحث و گفتگو کردند که در نتیجه 5 گروه کاری در حیطه های مختلف تشکیل و قرار شد هر گروه در ملاقات آینده به صورت هدفمند به فعالیت های خاصی در ارتباط با معلولین و سالمندان بپردازند کّه نحوه و نوع کمک رسانی هریک از این گروه ها به تفصیل در گزارش ملاقات بعدی از آسایشگاه ارائه خواهد شد. 

 

گزارش بازدید از کهریزک:

در تاریخ 24/8/87 5 نفر از رابطین گروه فرحزاد و 3 نفر از اعضای جمعیت، همراه با دختران و پسران نوجوان تحت پوشش به بازدید از آسایشگاه کهریزک رفتند که این برنامه از ساعت 10 صبح تا 4 بعد از ظهر به طول انجامید ؛ جابجایی افراد با مینی بوس اجاره ای صورت گرفت. این بازدید با هدف ایجاد حس همکاری و کمک به همنوع در میان نوجوانان فرحزاد که در این مدت بیشتر به گرفتن کمک عادت کرده اند صورت گرفت . نوجوانان با خرید شاخه های گل با هزینه خودشان و نیز کمک کردن ، صحبت کردن و گوش دادن به درد و دل سالمندان و معلولان به ایجاد این حس تسریع بخشیدند. در کهریزک سالمندان و معلولین نیز با روی باز از گروه پذیرایی کردند. با دیدن آنها و تنهایی شان اشک از چشمان برخی از نوجوانان جاری شد که پس از مدتی جای خود را به همدردی و دلسوزی با سالمندان داد. در عین حال فضای شادی در میان گروه جاری بود. در نهایت نیز جلسه کوتاهی به منظور نتیجه گیری و جمع بندی در میان بازدید کنندگان تشکیل شد و قرار شد بازدید های بعدی از کهریزک در فرصت های بعدی نیز صورت گیرد .

 

۸۷/۹/۸

اولین جلسه مشاوره مذهبی ویژه نوجوانان فرحزاد با حضور نوجوانان نظرآباد برگزار شد در این جلسه نوجوانان به بحث در مورد مسائل مذهبی و سوالاتی که در ذهن داشتند پرداختند. این جلسات به صورت جلسات نظر خواهی برگزار شده و نوجوانان حاظر در این جلسات نظرات خود را مطرح کرده و سعی می شود که با بحث و گفتگو برایشان ایجاد سوال شده و برای یافتن پاسخ سوالهای خود به مطالعه بیشتر ترغیب شوند.

 

۸۷/۹/۱۲

جلسه برنامه ریزی آموزشی با حضور مسئول آموزش برگزار شد در این جلسه کلیه برنامه های مربوط به وضعیت آموزشی  دانش آموزان خانواده های تحت پوشش مورد بررسی قرار گرفت. نتایج جلسه مذکور در جدول ذیل آورده شده است

 

تاریخ تنظیم ۳/۸/۸۷

نام سال تحصیلی دروس مورد نیاز روزهای مشغول معدل سال قبل توضیحات
رضا.ن سوم دبستان بدون مشکل     درسش خوب است
کبری.ن پنجم دبستان ریاضی صبحی-جمعه کلاس زبان جمعیت می رود ۱۶.۳۰ معدل پایین-به کلاس زبان جمعیت کم می رود
حامد.خ پنجم دبستان ریاضی-علوم بعداز ظهری ۱۹.۲۵ کلاس زبان نمی رود
رقیه.خ اول دبستان بدون مشکل صبحی   کلاس زبان نمی رود
امیرحسین.و سوم دبستان ریاضی-املا بعد از ظهری ۱۸ آخرین نمره ریاضی18-آخرین نمره املا14-زبان جمعیت  نمیرود – قبلا چهار جلسه زبان جمعیت رفته
زیبا.ص چهارم دبستان ریاضی-املا صبحی- جمعه کلاس زبان جمعیت می رود    
محمود.ص اول دبستان همه دروس      
محمد.پ دوم راهنمایی ریاضی صبحی ۱۸ زبان جمعیت  نمیرود بدلیل سن بالا نسبت به سایرین
ناصر.پ ۲۰ ساله        
ادریس.ک سوم دبستان همه دروس صبحی- جمعه کلاس زبان جمعیت می رود خیلی پایین بسیار ضعیف و بحرانی
حسین.ک چهارم دبستان بدون مشکل صبحی- جمعه کلاس زبان جمعیت می رود ۱۹.۷۵ خوب و با استعداد
اما.ک سوم دبستان ولی ۱۵ ساله ریاضی صبحی   کلاس زبان جمعیت  نمیرود
رما.ک ۱۸ ساله بدون مشکل      
فرهاد.ع دوم دبستان ریاضی بد از ظهری- جمعه کلاس زبان جمعیت می رود ۱۹.۸۹  
محمدامین.ع دوم دبستان ریاضی بد از ظهری- جمعه کلاس زبان جمعیت می رود ۲۰  
منصور.ع دوم دبستان ریاضی بد از ظهری- جمعه کلاس زبان جمعیت می رود ۲۰  
سمیه.ع دوم دبستان همه دروس مفهومی     دوم دبیرستان را غیر حضوری می گذراند  به دلیل مشکل نداشتن اقامت- رشته علوم انسانی- با استعداد است
پروین.ع دوم دبستان ریاضی-زبان-علوم-عربی صبحی- جمعه کلاس زبان جمعیت می رود ۱۴.۷۵ درسش ضعیف است
مصطفی.ع سوم دبستان ریاضی-زبان-علوم-عربی صبحی- جمعه کلاس زبان جمعیت می رود ۱۱

درسش ضعیف است- زبان جمعیت نمیرود به دلیل سن بالا

مهسا.ع پنجم دبستان ریاضی صبحی- جمعه کلاس زبان جمعیت می رود ۱۷.۲۵ نمره های ریاضی9- 6
مهتاب.ع چهارم دبستان ریاضی-املا صبحی- جمعه کلاس زبان جمعیت می رود ۱۷.۳۵ اکثر درسهایش ضعیف است-نمره های ریاضی9-10-  1 - نمرههای املا 10- 15
محسن.ش سوم دبستان ریاضی-املا بد از ظهری- جمعه کلاس زبان جمعیت می رود ۱۸.۳۰  
فاطمه.ش دوم دبستان املا صبحی- جمعه کلاس زبان جمعیت می رود ۲۰ نمرههای املا 6-7
میلاد.ش اول دبیرستان ریاضی-فیزیک صبحی مردود شده دوباره سال اول را می خواند شیمی معلم دارد- ضعیف است

توضیحات: افرادی که در باکس دروس مورد نیازشان وارد شده احتیاج به معلم دارند. اطلاعات داده شده بر اساس گزارش خانواده ها و با مشاهده برخی نمرات اخیر بچه ها می باشد اما تشخیص نیاز واقعی آنها به درس مورد نظر توسط معلم  در چند جلسه اول صورت می گیرد

 آیدین افتخاری- رابط آموزشی فرحزاد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 0:13  | 

بیعت با مولا

هربار که قصد می کردم بیام نزدیکت و دستای خالیم رو سمت دستای پرنوروبرکت دراز کنم چشمم که به چشمهای با صلابتت میفتاد دست و پام رو گم می کردم و از نزدیک شدن بهت منصرف می شدم اما این بار با دفعه های قبل فرق می کنه.این بار با چشمای بسته و دستهایی رها میام به سمتت و جای چشم ظاهر چشم دلم رو باز می کنم میام دستام و میذارم  توی دستات تا بیعتم رو قبل از اومدن ماه ذی الحجه باهات محکم کنم.میام که برکت،نور،معرفت،جوانمردی،محبت،بخشش، دوستی،مهربانی،ا یثارو ... از تو وام بگیرم میام تا ببینم دربرابر اقیانوسی چون تو قطره ام بلکه بشکنم و از ادعاهای پوچ و خالی رها شم شاید خدام توی این ماه قشنگ من رو به بندگی خودش که بزرگترین افتخار تو زندگی هر انسانیه پذیرفت یاعلی مولا مدد.

جوانمرد اگر راست خواهی ولی است    کرم پیشه ی شاه مردان علی است

 

چون نامه جرم ما به هم پیچیدند           بردند به دیوان عمل سنجیدند

بیش از همه کس گناه ما بود ولی         مارا به ولایت علی بخشیدند

 

ای خوانده تورا خدا «ولی»،ادرکنی       برتو،ز نبی نص جلی، ادرکنی

دستم تهی و لطف تو بی پایان است    یا حضرت مرتضی علی،ادرکنی

 

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 13:16  | 

تبریک

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 12:12  | 

یادمان

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 12:8  | 

سعید، قهرمان قصه من

اگر اندکی در مورد کودکان مطالعه کرده باشیم و یا کودکی را بزرگ کرده باشیم، حتماً بر این اصول معتقدیم که کودکان وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند. وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند. وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند. وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند. وقتی با تمسخر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند. وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند. اما اگر با شکیبایی زندگی کنند بردباری را می آموزند. اگر با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را می آموزند. اگر با پاداش زندگی کنند با استعداد بودن و پذیرندگی را می آموزند. اگر با تصدیق شدن زندگی کنند عشق را می آموزند. اگر با توافق زندگی کنند دوست داشتن خود را می آموزند. اگر با تایید زندگی کنند با هدف زندگی کردن را می آموزند. اگر با صداقت زندگی کنند حقیقت را می آموزند. اگر با انصاف زندگی کنند دفاع از حقوق را می آموزند. اگر با اطمینان زندگی کنند اعتماد به خود و اعتماد به دیگران را می آموزند. اگر با دوستی و محبت زندگی کنند زندگی در دنیای امن را می آموزند.

و سعید قصه من فقط یک کودک نیست.

از نگاه من او یک مرد باشرافت است. محکم و استوار و شجاع و دلیر و نستوه در برابر سختی ها.

او یک انسانی بزرگ و سدی محکم در مقابل ناملایمات سرد روزگار نامرد است.

مرد کوچک داستان غم انگیز افکار من، فقط نه سال دارد. دو سال پیش مادرش را از دست داد. یعنی کودکی که در هفت سالگی داغ سنگین از دست دادن مادر را بر سینه لطیف تر از برگ اقاقی خود دیده است.

 این قلب چه مظلومانه شکست!!!

برادر کوچک پنج ساله اش، به خاطر نداری و مشکلات زندگی، ناخواسته مهمان مادر بزرگ پیر و افسرده پدری اش، در یکی از روستاهای دور افتاده اردبیل شده است.

پدر به ناچار تجدید فراش می کند!

مدتی نمی گذرد که نوید مقدوم مبارک فرزندی جدید از همسری جدید به گوش می رسد و تا اینکه در روز شرف یابی این نوزاد نگون بخت به این دنیای بی مهر، پدر در اثر سانحه برق گرفتگی بشدت مصدوم می گردد.

 و او الان چلاقی بیش نیست در کنج خانه ای سرد و نمور.

.

.

از سعید پرسیدم چه خبر؟ چه می کنی با این حال و روز پیش آمده؟

 

با اون ته لهجه آذری اش گفت: منتظرم.

فعلن که اوضاع و احوال ما بهم ریخته است، ببینم تا خدا چی می خواهد. و  بی آنکه چیز دیگه ای بپرسم، ادامه داد...

پدرم دوره گرد بود. ساعت می فروخت و چون زیاد ساعت فروخته بود و بعضی هاش خراب می شدن، خودش درس می کرد و دیگه این آخرا شده بود ساعت ساز و ی لبخندی زد که توش هزاران آرزو بود.

نامادری با سعید بدرفتاری می کرد. پدر که دچار آشفتگی جسمی شد، نامادری رخت بر بست و از خانه سعید پردرد کوچک من به خانه برادرش کوچ کرد. عمه سعید دست یاری اش را در دست سعید و پدرش گذاشت.

عمه 23 سال دارد، تا کلاس دوم راهنمایی بیشتر نخوانده ولی تلاش می کند که برادر زاده اش را با سعی تمام و آنچه که در چنته دارد به از لحاظ درسی به روز کند. و سعید هم قدردان تلاش عمه مهربانش هست. چرا که در تمام درسهایش نمره عالی کسب می کند.

سعید شاید 9 سال بیشتر ندارد ولی به اندازه یک جوان باغیرت و پرشور 20 ساله فکر می کند.

ساختار جملاتش بالاتر از حد و اندازه های یک کودک نه ساله است.

امید و توأم با تلاش را می توانی در چهره اش نظاره کنی.

اونقدر والامی اندیشید و استوار و محکم سخن می گوید که هیچ مخاطبی از مصاحبت با او سیر نمی شود.

پدرش را از نزیک ندیدم. یک بار تلفنی با منزل شان تماس گرفتم.

مردی جواب داد.

فهمیدم که پدر سعید است.

گفتم فلانی هستم از جمعیت امام علی تماس می گیرم. خواستم وضعیت درسی سعید جان رو جویا بشم.

وقتی اینو شنید خیلی بلند و مشتاقانه گفت:

سلــــــــــــــــــــــــــــــــام.

نوکرتم.

سلامی که می شد در آن تمام بدبختی های یک پدر بی نوای دردمند نیازمندی را که هزاران آرزو برای به ثمر رساندن درخت زندگی اش داشت ولی شرمنده سعید و برادرش و روح جاودانه مادر سعید شده بود، احساس کرد.

بهتر است موضوع را عوض کنم.

غم شراکت درد سعید، بیش از این نمی گذارد بنویسم. کاغذم خیس از اشکی شده است که جوهر قلمم را شرمنده کرد و دیگر به او اجازه نوشتن نمی دهد  و جوهر هم از سر لجبازی بر روی کاغذم پخش می شود و می گوید یا ادامه می دهی، یا تمام کلماتی را که حاوی احساسات تو بود و با رنگ من بر روی کاغذ نقش بست را مخدوش می کنم...

0

0

0

اما وظیفه من فقط نوشتن همین چند خط بی ارزش است که فقط بدرد یک بار خواندن می خورد؟؟؟

و شاید بدرد یک بار خوندن هم نخورد!!!

می خواهم سعید را...

.

.

.

.

.

اينكه يك كودك چقدر تربيت پذير باشد، در درجه اول بستگي به اين دارد كه احساس كند چقدر مورد محبت قرار دارد و چقدر به عنوان يك انسان و عضو خانواده او را به حساب مي آورند. تربيت، جزئي لاينفك ازهركاري است كه براي كودك و با كودك انجام مي دهيم. زماني وظيفه مادري با تغذيه شيرمادر و شروع تدريجي غذاي كمكي و از شيرگرفتن به انجام رسانيده شد، اينك نوبت انجام سايرجنبه هاي مادري است و دریغ و صد افسوس که مادر نیست و ناماردی چه نامردانه او را ترک کرد!!!

سعید عزیزم، در یک جمله کوتاه می خواهم بگویمت: تو تنها نیستی،

و بدان که

 و تو

خیلی بزرگی،

خیلی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 12:5  | 

مقاله روانشناسی

اهمیت اطرافیان نزدیک در خودآگاهی

ممکن است آنچه که ما در مورد خودمان فکر می کنیم با آنچه که دیگران در مورد ما فکر می کنندتفاوت داشته باشد.بعبارت دیگر،امکان این خطا وجوددارد که ما چشم خودرابر ویژگی های منفی خودببندیم.ولی اگر بخواهیم خودآگاه تر شویم،لازم است نقاط ضعف خویش را ببینیم.گرچه تعمق طولانی مدت به خویش می تواند بسیاری از ویژگی های فردی ما را آشکار سازد ولی بانظرخواهی از اطرافیان نزدیک می توان به شکلی سریع تر،خودآگاه  شد.افرادی که سعی می کنند در زندگی ماهرانه تر عمل کنند،افرادی که از اطرافیان نزدیک خود در جهت خودآگاه تر شدن،استفاده می کنند . در این رابطه ممکن است دو سؤال این است که وقتی فرد از اطرافیان نزدیک خود بخواهد که ویژگی های او را توصیف کنند،آیا آن ها بدون تعارف،این عمل را انجام می دهندو سؤال دوم اینکه آیا صرف اظهار نظرهای دیگران می تواند منجر به خودارزیابی صحیح فردگردد.

در رابطه با سؤال اول می توان گفت که اگر شما از اطرافیان نزدیک خود با لحنیرسمی و جدی بخواهید که برداشت خود را از شما گمان می برند که با شمردن ویژگی های واقعی تان،باعث خواهند شد که ارتباط شکل گرفته مخدوش گردد،حال آنکه اگر دریابند که توصیف واقعی آن ها برای شما مهم است،احتمالاً بدون طفره رفتن برداشت خود را ارائه خواهند کرد.و در رابطه با سؤال دوم نیز می توان گفت که،بدیهی است کسی که می تواند شما را آن طوری که واقعاً هستید(نه آن طوری که به نظر می رسید)بشناسد،قطعاً خودتان خواهید بود.اطرافیان نزدیک صرفاً کمک کننده اند.وقتی که از اطرافیان نزدیک خود می خواهید که ویژگی های شما برشمردند،اگر به پدر یا مادرتان بگویدکه به نظر من«تو زود از کوره درمی روی!»،برادر یا خواهرتان بگوید که «من همیشه می ترسم که از تو انتقاد کنم!» دوست چندین و چندساله تان بگویدکه:«تو ویژگی های مثبت متعددی داری ولی کاش کمی صبورتر بودی!» قطعاً لازم است که شما در مهارت کنتر هیجان های منفی،بیشتر وقت صرف کنید.

فشار گروه:

مسیر رشد انسان بین دو نقطه ی تولد و مرگ قرار دارد.بین این دو نقطه مراحل رشد متعددی قرار دارند که،عبارتند از :مراحل نوزادی،کودکی،نوجوانی،بزرگسالی،میانسالی،ودر نهایت سالمندی.هریک از این مراحل دارای ویژگی های خاص خود هستند.مثلاً یکی از ویژگی های بارز نوزادی برآورده نمودن نیازها بواسطه ی گریه است،حال آنکه ازجمله ویژگی های بارز مرحله ی سالمندی کاهش توان عمومی بدن است.ازجمله ویژگی های مهم دو دوره ی نوجوانی و جوانی علاقه داشتن به حضور در گروه های هم سن و سال است و بخاطر همین ویژگی است که مفهوم فشارگروه نمود می یابد.در ادامه بیشتر به این مفهوم پرداخته می شود.

همانطور که مطلعید،آنچه که شما در مورد خود می دانید،خودآگاهی نامیده می شود ولی باید به این نکته توجه کرد که دوستانتان به اندازه خود شما می توانند بر رفتارتان اثر بگذارند.فشار گروه مهم ترین مفهومی است که دیگران و خصوصاً گروه های هم سن وسال بوسیله آن برشما تأثیر می گذارند.بدین ترتیب می توان گفت که فشارگروه،فشاری روان شناختی است که خواسته یا ناخواسته از طریق گروه براعضاء وارد می شود تا هنجارها،نگرش ها و رفتارهای گروه را پذیرفته و به آن پایبند گردند.

فشار گروه می تواند مثبت و منفی باشد.منظور از فشار گروهی مثبت این است که فرد تحت تأثیر ویژگی های مثبت گروه قرار گیرد و برعکس درفشارگروهی منفی،ویژگی های منفی برفرد اثر می گذارد.همانطوریکه گفته شد، ما انسان ها در هر دوره ای از عمر خود نیازهای خاصی داریم.یکی از ویژگی های دوران نوجوانی و جوانی،علاقه به حضور در گروه های هم سن وسال است.بدین ترتیب این احتمال غیرممکن نیست که ما ویژگی ها و رفتارهایی داشته باشیم که ناشی از دوستانمان باشد.اندیشیدن عمیق تر به خود این امکان را برای ما مهیا می نمایدکه جنبه های مثبت و منفی ارتباط با دیگران و خصوصاً دوستانمان را دقیق تر شناخته و مانع از این شویم که ناخواسته حامل ویژگی های آن ها شویم.مهارت های ارتباطی،تفکر انتقادی،حل مسئله،تصمیم گیری و قاطعیت ابزارهایی هستند که به ما کمک می کنند.ضمن عضویت درگروه دوستان،ماهیت منحصر به فرد بودن را که یکی از پیامدهای خودآگاهی است،حفظ کنیم.به عبارت دیگر لازم است که ما بدانیم دوستان،اطرافیان و گروه هایی که ما عضوی از آن ها هستیم همچون خود ما دارای  هم ویژگی های مثبت و هم دارای ویژگی های منفی هستند.اینکه آگاهانه درگیر خواسته های مسئله برانگیز گروه های هم سن وسال خود نشویم موجب می شود که خودآگاهی ما از جذب اینگونه ویژگی های شخص مصون بماند.

تحقیقات متعدد حاکی از آن است که از جمله علل مهم ابتلاء به اعتیاد وایدز در نوجوانان و جوانان تن دادن به فشارحاصل از گروه هم سن وسال است.بنابراین در صورتی که برای شما،اعتیاد و ایدز یک ضدارزش یا ویژگی منفی (ضرر به خود یا دیگران) محسوب می شود لازم است که با آگاهی به مفهوم فشارگروهی و تسلط برمهارت های اشاره شده،خود را مصون دارید.

آیا در بحث خودارزیابی صحیح،به روشنی برارزش های خود،آگاهی یافتید؟     

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 11:53  | 

اشاره

آبی ترین گل

امروز به عابری برخورد کردم.با خضوع زیاد به او گفتم ببخشید.عابر با ادب تمام گفت:شما ببخشید،ندیدمتان.من و آن غریبه با کمال ادب و احترام از همدیگر خداحافظی کردیم و هریک به راه خود رفتیم.

بعداز ظهر همان روز در منزل،مشغول پختن شام بودم.پسرم پشت سرم ایستاده بود،تا برگشتم،به او خوردم (مثل صبح با آن آقا)چیزی نمانده بود بخورد زمین.با بداخلاقی گفتم:خودت را بکش کنار!!

او رفت و دل کوچکش شکست.متوجه خشونتم نبودم.شب در رختخواب دراز کشیده بودم،ندایی به گوشم رسید:چه طوربا آن غریبه آن رفتارمؤدبانه را داشتی اما با خانواده و عزیزانت،این قدر بدرفتاری کردی؟برو آشپزخانه و نگاه کن،دم در چندشاخه گل افتاده .گل هایی هستند که پسرت برایت آورده بود،خودش آن ها را چیده بود،رنگ های صورتی،زرد و آبی.پسرت پشت سرت ایستاده بود که تورا غافلگیر کند،تو اشکی را که در چشمان کوچکش جمع کردی،دیدی؟

خیلی خجالت کشیدم،اشکم سرازیر شد،آهسته به اتاقش رفتم و کنارتختش روی زمین نشستم،گفتم:«بیدار شو کوچولوی من،بیدارشو عزیزم،این ها همان گل هایی هستند که تو برایم آوردی؟»

او لبخندی زد و گفت:آن ها کنار آن درخت بودند،آن ها را چیدم چون به خوشگلی تو بودند،می دانستم که از آن ها خوشت می آید،مخصوصاًاز گل آبی اش.

گفتم از رفتاری که امروز با تو داشتم بسیار متأسفم.اوگفت:عیبی ندارد مامان من به هرحال تورا دوست دارم.گفتم:من هم تو را دوست دارم پسرم گل ها را هم دوست دارم مخصوصاً گل آبی را.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 11:51  | 

سخن بزرگان

ما اشتباه نمی کنیمصرفاًمی آموزیم. آن ویلسون شاف

همه آنچه برای بهتر ساختن این جهان لازم است عشق است.دوست داشتن،آن چنان که مسیح دوست داشت و آن چنان که بودا دوست داشت.

دونکن ایزا دورا

می توان متفاوت بود و در عین حال بسیار خوب و پسندیده. 

 آن ویلسون شاف

به هم رسیدن آغاز است؛باهم ماندن پیشرفت،و با هم کار کردن کامیابی.

آن که در پی انجام دادن نیکی است،بر در می کوبد.آن که دوست  می دارد،  در را باز می یابد.                                                                رابیندرانات تاگور

مهربانی در کلام اعتماد می آفریند؛در اندیشه بصیرت کامل خلق می کند،و در بخشش عشق به وجود می آورد.                                             لائوتسه

دریافته ام که فرد قادر است در یک لحظه،زندگی افراد دیگر را کاملاًدگرگون سازد.من آموخته ام که با ابزارهای لازم برای تبدیل رویاهایمان به واقعیت، تماماً در وجود خودمان نهفته اند و تنها انتظار روزی را می کشند که ما تصمیم بگیریم که از خواب بیدار شویم و حقمان را از زندگی طلب کنیم. 

آنتونی رابینز

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 11:49  | 

گزارش های رابطین

در تاریخ 24/8/87 5 نفر از رابطین گروه فرحزاد و 3 نفر از اعضای جمعیت، همراه با دختران و پسران نوجوان تحت پوشش به بازدید از آسایشگاه کهریزک رفتند که این برنامه از ساعت 10 صبح تا 4 بعد از ظهر به طول انجامید ؛ جابجایی افراد با مینی بوس اجاره ای صورت گرفت. این بازدید با هدف ایجاد حس همکاری و کمک به همنوع در میان نوجوانان فرحزاد که در این مدت بیشتر به گرفتن کمک عادت کرده اند صورت گرفت . نوجوانان با خرید شاخه های گل با هزینه خودشان و نیز کمک کردن ، صحبت کردن و گوش دادن به درد و دل سالمندان و معلولان به ایجاد این حس تسریع بخشیدند. در کهریزک سالمندان و معلولین نیز با روی باز از گروه پذیرایی کردند. با دیدن آنها و تنهایی شان اشک از چشمان برخی از نوجوانان جاری شد که پس از مدتی جای خود را به همدردی و دلسوزی با سالمندان داد. در عین حال فضای شادی در میان گروه جاری بود. در نهایت نیز جلسه کوتاهی به منظور نتیجه گیری و جمع بندی در میان بازدید کنندگان تشکیل شد و قرار شد بازدید های بعدی از کهریزک در فرصت های بعدی نیز صورت گیرد .

حاضرین در گروه نوجوانان دختر: فرشته ، معصومه ، ویدا ، پروین ، سمیه ، روما ، اوما .پسران : امید، محمود، امید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 11:47  | 

گزارش جلسات گروه درمانی

درتاریخ 17/8/87 هفتمین جلسه ی گروه درمانی دختران نوجوان فرحزاد برگزار شد دراین جلسه، لیلا، معصومه و فرشته دهیده،سمیه،پروین و فاطمه پیرانی و سمیه عظیمی حضورداشتند موضوع بحث دراین جلسه عزت نفس،اعتماد به نفس و راه های تقویت آن ها مورد بحث وبررسی قرار گرفت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 11:46  |